درود بسیار بر دوستان
تا حالا شده با خودت فکر کنی که برای فلان پروژه چقدر باید بگیری یا اینکه مثلا جماعت بنویس (برنامه نیس) توی بلاد کفر (آمریکا) چقدر پول میگیرین و خلاصه از این جور سؤال ها؟ خب اگر پرسیدی و نیافتی پس این نوشته رو بخون تا بیابی. توی این نوشته با بهره بردن از چند منبع (از جمله گزارش وزارت کار آریکا) تلاش کردم یه تصویر کلی از درآمد برنامه نویسها توی آمریکا بدم. نخست یه چند تا نکته رو با هم مرور میکنیم و سپس گزارش ها رو با هم میخونیم تا بعد بگم که اینا چه جوری برای برنامه نویس های ابرانی قابل استفاده هستند و اینکه چه تفاوتهایی بین ما و اونها هست. نخست نکاتی چند دربارۀ برنامه نویسها و بخش بندی اونها و تفاوتشون با مهندس نرم افزار: آمریکا صاحب داره (بر خلاف ایران) و بیشتر از خودش دانشگاه هاش صاحب دارن (بازم بیشتر بر خلاف ایران) و اونجا کسی مدرک یا گواهی نامۀ ساختگی ندراه (این شامل وزیر کشورشون هم میشه)؛ بنابراین اگر اونها به مدرک و گواهینامه و تحصیلات دانگشاهی اهمیت میدن وبه برنامه نویسهای تحصیل کرده پول بیشتری میدن نباید تعجب کنبد چون اونجا کسی که بیشتر درس خونده براستی بهتر میتونه کار رو انجام بده. دیگه اینکه اونجا کپی رایت هست و سرمایه گذاری روی نرم افزار توجیه اقتصادی داره. کشوری که کپی رایت نداره صنعت نرم افزارش رشد نمیکنه هرگز برنامه نویس درست و حسابی آنچنانی بیرون نمیده چون یه تعدادی از نرم افزار های بسیار مهم و شاخص ( برای نمونه بازی ها و نرم افزار های سیستمی یا کاربردی که کارشون خوب باشه) در اون کشور رشد نمی کنند بنابراین هیچ امار رستو درمونی برای پول دادن و گرفتن و اینا نداره. از اون طرف هر کی از مامانش قهر کرد میره یه مدرک جعل میکنه و میشه وزیر کشور، چیزه …، یعنی میشه برنامه نویس و زرتی میره یه برنامۀ چند هزار دلاری رو از دوکون حسین آقا سر کوچه کپی میکنه و فرداش میشه طراح وب و برنامه نویس و گرافیست. نه آموزشی، نه سواتی (سواد)، نه پیشینۀ کاری. پس این بابا میاد کار 10 میلیون تومنی رو (که توی این آمارها میبینید) قیمت میده 100 هزار تومن. ملت ایرانی رو هم دیگه خودتون ماشالله صاحب کمالات هستین …. سه سوته کار رو میدن به اون طرف. حالا بعدا گند کار در میاد و میری تو سایت مخابرات میبنی تو اکسپلورر بالا میاد تو فایرفاکس پایین میره تو اُپرا هم اصلا نه میاد و نه میره، … دیگه اینها بماند! بنابراین انتظار نداشته باشید از این پولها اینجا بشه در آورد مگر در مواردی بسیار خاص و ویژه که میگم. مورد بعد اینکه مهندس نرم افزار با برنامه نویس و تحلیل گر فرخ (فرق) داره. من اینجا آمار برنامه نویس ها، تحلیل گرها و توسعه دهنده ها رو آوردم و با مهندسین نرم افزار کاری نداشتم. پیش از این توی یکی دیگه از نوشته هام گفتم به کی میگن مهندس نرم افزار. فرقشون اینه که مهندس نرم افزار بیشتر کار سطح بالا و مدیریت پروژه میکنه اما برنامه نویس کار سطح پایین و کد نویسی و طراحی در سطح برنامه رو انجام میده. البته اینجا که هیچی معلوم نیست و هر کی تو دانشگاه اسمبلی و سی خونده که کامبیز شصت و چهار (آخه یه کومودور شصت و چهار داشت که باهاش بیسیک مینوشت) هم دیگه باهاشون کد نمیزنه میشه مهندس نرم افزار! برنامه نویسها کلا دو دسته هستند : سیستمی و کاربردی. به برنامه نویسهای کاربدری بیشتر پول میدن چو نرم افزار های کاربردی هم گرون تر هستن هم بیشتر فروش میرن و هم کاربراشون گسترده تر هستن. نرم افزار های سیستمی بیشتر به درد خود کامپیوتر بازها میخورن و بنابراین فروش اونها کمتره. برنامه نویس سیستمی باید ریاضی و دانش کامپیوتر و الگورتم و گراف و درخت و اینا سرش بسه. برنامه نویس کاربردی باید بتونه با مشتری (بیل مز) سرو کله بزنه و یه کمی هم بیزینس و مالی و حسابداری و اینا حالیش بشه. در هر دو حالت شبکه و بیسیم بازی و سر در آوردن از اینترنت و وب خیلی کمک میکنه و باعث میشه یا مستقیم یا غیر مستقیم پول بیشتری در بیارین. زبان انگلیسی که حتما باید بلد باشی وگرنه نمیتونی مستندات بخونی و کلات پس معرکه است. اونجا هم مثل اینجا پارتی بازی و زیر میزی و اینها هست و یه چند تایی از بچه ها دارن تو فرنگستون قاچاقی کار میکنن که برای حفظ آبروی خانواده هاشون و جلو گیری از نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی (چی هست؟) اسمشونو نمیبرم. البته خودشون که خیلی راضی هستن و من اینا رو گفتم که دل خودم نسوزه. زیر میزی پول کمتری نسبت به کارمند رسمی میدن اما هر جور که حساب میکنی از اینجا بهتر در میاد (از لحاظ مالی منظوره ها! ). دیگه خودتون میدونین و سفارت. و دوست دخترتون . چون برنامه نویس دختر نداریم بنابراین دوست پسرها نگران چیزی نباشن
و اما گزارشات …. دپارتمان کار و امور اجتماعی و اینای آمریکا میگه که در سال 2006 کلهم اجمعین (=رویهم رفته) حدود چهار صد و سی پنج هزار برنامه نویس (سیستمی و کاربردی و غیره) توی قرای کفر (=آمریکا) به کار محاربه با مسلمین (= برنامه نویسی) مشغول بودن که میانگین درآمدشون شده یه چیزی تو مایه های شصت و پنج هزار دلار در سال. از این میون اون ده درصدری که کمترین درآمد رو داشتن در حدود 38 هزار دلار در سال (یا کمتر) و اون ده درصدی که بیشترین درآمد رو داشتن 106 هزار دلار در سال (یا بیشتر) و پنجاه درصد میانی بین 50 هزار تا 85 هزار دلار در سال در آمد داشتن. در سال 2007 درآمد آغار به کار برای یک برنامه نویس حدود 50 هزار تا در سال بوده. یک شرکت امریکایی در سال 2007 به برنامه نویس هاش اینجوری حقوق میداده: برنامه نویس و تحلیلگر : بین 55 تا 90 هزار دلار در سال. توسعه دهنده: بین 60 تا 90 هزار دلار در سال و برنامه نویس مین فریم و اینا : بین 50 تا 70 هزار تا در سال. بنا بر یک آمارگیری که خوندم، در سال 2009 میران درآمد ملت برنامه نویس بر اساس پیشینه کاریشون اینجوری بوده: کمتر از یک سال : حدود 54 هزار تا در سال، بین یک تا جهار سال: دور و ور 60 هزار تا، پنج تا نه سال: هفتاد تا، بیشتر از ده تا : 80 هزار به بالا. دیگه مانده آمار ها بدرد ما نمیخوره و جنبۀ تحقیقاتی داره. حالا این پرسش پیش مباد که چه جوری از این آمار ها استفاده کنیم؟ برای آغاز من کمترین درآمد رو ور میدارم که برای سال 2009 حدود 54 هزار تا در سال بوده و میگیرم 50 هزار تا. به این 50 هزار بنابر قوانین مالیاتی آمریکا 25 درصد مالیات میخوره (ای ربا خوار ها! بر ای همینه دچار بحران اقتصادی هستند) میشه حدود 38 هزار تا در سال. اونجا هفته ای 40 ساعت ملت کار میکنن که میشه سالی 2080 ساعت که میشه ساعتی 18 دلار. حالا بیشترین درآمد (80هزار تا) رو اگر با همین منوال حساب کنیم (مالیاتش و اینا یه کم فرق میکنه) میشه به عبارتی ساعتی حدود 27 دلار در ساعت. اینا رو به فارسی برگردونیم (اینجا باید هفته ای 44 ساعت یا 48 ساعت کار کرد. من همون 44 رو گرفتم) میشه حدودا ماهی سه میلیون (کمترین) و پنج میلیون (بیشترین). توجه کنید که این اعداد بعد ار کسر مالیات در آومده یعنی ملیات رو ازشون مک کردم و بعد چیزی رو که تهش میمونه حساب کردم. این برای کسایی که میخون استحدام بشن چندان بدرد نمیخوره چون من که کسی رو نمشناسم که از این حقوق ها بگیره و اصولا شرکتها هم اونقدری در نمیارن که بخوان از این حقوق ها به کسی بدن که دلایلشو همچنی نصفه و نمیه گفتم. خلاصه اینکه فردا نرین به رییستون بگین : هووووووی حقوق منو بده! ای عددها برای ایران توهمی بیش نیستند. برای اونایی که میخوان پروژه ای کار کنن هم یه آماری در میارم و بعد یه حساب درست و درمونه با هم میکنیم ببینیم به کجا میرسیم. فعلا همین ها رو داشته باشید تا بعد.