خیلی ساده : چند؟

2 03 2009

درود بسیار بر دوستان

تا حالا شده با خودت فکر کنی که برای فلان پروژه چقدر باید بگیری یا اینکه مثلا جماعت بنویس (برنامه نیس) توی بلاد کفر (آمریکا) چقدر پول میگیرین و خلاصه از این جور سؤال ها؟ خب اگر پرسیدی و نیافتی پس این نوشته رو بخون تا بیابی. توی این نوشته با بهره بردن از چند منبع (از جمله گزارش وزارت کار آریکا) تلاش کردم یه تصویر کلی از درآمد برنامه نویسها توی آمریکا بدم. نخست  یه چند تا نکته رو با هم مرور میکنیم و سپس گزارش ها رو با هم میخونیم تا بعد بگم که اینا چه جوری برای برنامه نویس های ابرانی قابل استفاده هستند و اینکه چه تفاوتهایی بین ما و اونها هست. نخست نکاتی چند دربارۀ برنامه نویسها و بخش بندی اونها و تفاوتشون با مهندس نرم افزار: آمریکا صاحب داره (بر خلاف ایران) و بیشتر از خودش دانشگاه هاش صاحب دارن (بازم بیشتر بر خلاف ایران) و اونجا کسی مدرک یا گواهی نامۀ ساختگی ندراه (این شامل وزیر کشورشون هم میشه)؛ بنابراین اگر اونها به مدرک و گواهینامه و تحصیلات دانگشاهی اهمیت میدن وبه برنامه نویسهای تحصیل کرده پول بیشتری میدن نباید تعجب کنبد چون اونجا کسی که بیشتر درس خونده براستی بهتر میتونه کار رو انجام بده. دیگه اینکه اونجا کپی رایت هست و سرمایه گذاری روی نرم افزار توجیه اقتصادی داره. کشوری که کپی رایت نداره صنعت نرم افزارش رشد نمیکنه هرگز برنامه نویس درست و حسابی آنچنانی بیرون نمیده چون یه تعدادی از نرم افزار های بسیار مهم و شاخص ( برای نمونه بازی ها و نرم افزار های سیستمی یا کاربردی که کارشون خوب باشه) در اون کشور رشد نمی کنند بنابراین هیچ امار رستو درمونی برای پول دادن و گرفتن و اینا نداره. از اون طرف هر کی از مامانش قهر کرد میره یه مدرک جعل میکنه و میشه وزیر کشور، چیزه …،  یعنی میشه برنامه نویس و زرتی میره یه برنامۀ چند هزار دلاری رو از دوکون حسین آقا سر کوچه کپی میکنه و فرداش میشه طراح وب و برنامه نویس و گرافیست. نه آموزشی، نه سواتی (سواد)، نه پیشینۀ کاری. پس این بابا میاد کار 10 میلیون تومنی رو (که توی این آمارها میبینید) قیمت میده 100 هزار تومن. ملت ایرانی رو هم دیگه خودتون ماشالله صاحب کمالات هستین …. سه سوته کار رو میدن به اون طرف. حالا بعدا گند کار در میاد و میری تو سایت مخابرات میبنی تو اکسپلورر بالا میاد تو فایرفاکس پایین میره تو اُپرا هم اصلا نه میاد و نه میره، … دیگه اینها بماند!  بنابراین انتظار نداشته باشید از این پولها اینجا بشه در آورد مگر در مواردی بسیار خاص و ویژه که میگم. مورد بعد اینکه مهندس نرم افزار با برنامه نویس و تحلیل گر فرخ  (فرق) داره. من اینجا آمار برنامه نویس ها، تحلیل گرها و توسعه دهنده ها رو آوردم و با مهندسین نرم افزار کاری نداشتم. پیش از این توی یکی دیگه از نوشته هام گفتم به کی میگن مهندس نرم افزار. فرقشون اینه که مهندس نرم افزار بیشتر کار سطح بالا و مدیریت پروژه میکنه اما برنامه نویس کار سطح پایین و کد نویسی و طراحی در سطح برنامه رو انجام میده. البته اینجا که هیچی معلوم نیست و هر کی تو دانشگاه اسمبلی و سی خونده که کامبیز شصت و چهار  (آخه یه کومودور شصت و چهار داشت که باهاش بیسیک مینوشت) هم دیگه باهاشون کد نمیزنه میشه مهندس نرم افزار! برنامه نویسها کلا دو دسته هستند : سیستمی و کاربردی. به برنامه نویسهای کاربدری بیشتر پول میدن چو نرم افزار های کاربردی هم گرون تر هستن هم بیشتر فروش میرن و هم کاربراشون گسترده تر هستن. نرم افزار های سیستمی بیشتر به درد خود کامپیوتر بازها میخورن و بنابراین فروش اونها کمتره. برنامه نویس سیستمی باید ریاضی و دانش کامپیوتر و الگورتم و گراف و درخت و اینا سرش بسه. برنامه نویس کاربردی باید بتونه با مشتری (بیل مز) سرو کله بزنه و یه کمی هم بیزینس و مالی و حسابداری و اینا حالیش بشه. در هر دو حالت شبکه و بیسیم بازی و سر در آوردن از اینترنت و وب خیلی کمک میکنه و باعث میشه یا مستقیم یا غیر مستقیم پول بیشتری در بیارین. زبان انگلیسی که حتما باید بلد باشی وگرنه نمیتونی مستندات بخونی و کلات پس معرکه است. اونجا هم مثل اینجا پارتی بازی و زیر میزی و اینها هست و یه چند تایی از بچه ها دارن تو فرنگستون قاچاقی کار میکنن که برای حفظ آبروی خانواده هاشون و جلو گیری از نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی (چی هست؟) اسمشونو نمیبرم. البته خودشون که خیلی راضی هستن و من اینا رو گفتم که دل خودم نسوزه. زیر میزی پول کمتری نسبت به کارمند رسمی میدن اما هر جور که حساب میکنی از اینجا بهتر در میاد (از لحاظ مالی منظوره ها! ). دیگه خودتون میدونین و سفارت. و دوست دخترتون . چون برنامه نویس دختر نداریم بنابراین دوست پسرها نگران چیزی نباشن

و اما گزارشات …. دپارتمان کار و امور اجتماعی و اینای آمریکا میگه که در سال 2006 کلهم اجمعین (=رویهم رفته) حدود چهار صد و سی پنج هزار برنامه نویس (سیستمی و کاربردی و غیره) توی قرای کفر (=آمریکا) به کار محاربه با مسلمین (= برنامه نویسی) مشغول بودن که میانگین درآمدشون شده یه چیزی تو مایه های شصت و پنج هزار دلار در سال. از این میون اون ده درصدری که کمترین درآمد رو داشتن در حدود 38 هزار دلار در سال (یا کمتر) و اون ده درصدی که بیشترین درآمد رو داشتن 106 هزار دلار در سال (یا بیشتر) و پنجاه درصد میانی بین 50 هزار تا 85 هزار دلار در سال در آمد داشتن. در سال 2007 درآمد آغار به کار برای یک برنامه نویس حدود 50 هزار تا در سال بوده. یک شرکت امریکایی در سال 2007 به برنامه نویس هاش اینجوری حقوق میداده: برنامه نویس و تحلیلگر : بین 55 تا 90 هزار دلار در سال. توسعه دهنده: بین 60 تا 90 هزار دلار در سال و برنامه نویس مین فریم و اینا : بین 50 تا 70 هزار تا در سال. بنا بر یک آمارگیری که خوندم، در سال 2009 میران درآمد ملت برنامه نویس بر اساس پیشینه کاریشون اینجوری بوده: کمتر از یک سال : حدود 54 هزار تا در سال، بین یک تا جهار سال: دور و ور 60 هزار تا،  پنج تا نه سال:  هفتاد تا،  بیشتر از ده تا : 80 هزار به بالا. دیگه مانده آمار ها بدرد ما نمیخوره و جنبۀ تحقیقاتی داره. حالا این پرسش پیش مباد که چه جوری از این آمار ها استفاده کنیم؟ برای آغاز من کمترین درآمد رو ور میدارم که برای سال 2009 حدود 54 هزار تا در سال بوده و میگیرم 50 هزار تا. به این 50 هزار بنابر قوانین مالیاتی آمریکا 25 درصد مالیات میخوره (ای ربا خوار ها! بر ای همینه دچار بحران اقتصادی هستند) میشه حدود 38 هزار تا در سال. اونجا هفته ای 40 ساعت ملت کار میکنن که میشه سالی 2080 ساعت که میشه   ساعتی 18 دلار. حالا بیشترین درآمد (80هزار تا) رو اگر با همین منوال حساب کنیم (مالیاتش و اینا یه کم فرق میکنه) میشه به عبارتی ساعتی حدود 27 دلار در ساعت. اینا رو به فارسی برگردونیم (اینجا باید هفته ای 44 ساعت یا 48 ساعت کار کرد. من همون 44 رو گرفتم) میشه حدودا ماهی سه میلیون (کمترین) و پنج میلیون (بیشترین). توجه کنید که این اعداد بعد ار کسر مالیات در آومده یعنی ملیات رو ازشون مک کردم و بعد چیزی رو که تهش میمونه حساب کردم. این برای کسایی که میخون استحدام بشن چندان بدرد نمیخوره چون من که کسی رو نمشناسم که از این حقوق ها بگیره و اصولا شرکتها هم اونقدری در نمیارن که بخوان از این حقوق ها به کسی بدن که دلایلشو همچنی نصفه و نمیه گفتم. خلاصه اینکه فردا نرین به رییستون بگین : هووووووی حقوق منو بده! ای عددها برای ایران توهمی بیش نیستند. برای اونایی که میخوان  پروژه ای کار کنن هم یه آماری در میارم و بعد یه حساب درست و درمونه با هم میکنیم ببینیم به کجا میرسیم. فعلا همین ها رو داشته باشید تا بعد.





مشکلات با شرکت آزاد لاین و سرویس اینترنت آزادنت…

11 02 2008

چند وقتیه منو اشکان برای اینکه بتونیم از نتایج کار هم استفاده وکمی هم تست کنیم، احتیاج پیدا کردیم که سیستم های خودمونو سرور کنیم و اجازه دسترسی از خارج از شبکه محلی رو به سیستم هامون بدیم.

همچنین سیستم عامل اشکان اوبونتو هستش و منم برای اینکه محیط کاری شبیه تر برای کار به هم داشته باشیم و اینکه مدت ها بود به فکر مهاجرت به لینوکس رو داشتم سیستم عامل اوبونتو رو نصب کردم و محیط کاری رو تنظیم کردم.تنها مشکلم اینترنت بود که در پایین به اون می پردازم.

اشکان از شرکت داتک ADSL داره و من از شرکت آزادنت ، جفتمون هم کاربرخانگی هستیم و از سرویس ۶۴ شرکت ها استفاده می کنیم.

اینترنت ADSL من برای وصل شدن از VPN استفاده می کنه ولی مثله اینکه به صورت وپیش فرض روی اوبونتو کلاینت VPN و جود نداره ، برای اینکه اینترنتم توی اوبونتو ردیف شه اشکان به من گفت با پشتیبانی تماس بگیرم و سرویس خودم را از VPN به PPPOE تغییر بدم و با کمک پشتیبان مودم خودم رو تنظیم کنم.منم همین کارو کردم و اونها به من گفتن که چیکار کنم ولی هر کاری کردیم این اینترنت ما وصل نشد با PPPOE برای همین همه تنظیمات رو به حالت اولیه برگردوندم تا فعلا همون VPN وصل باشه.

تا اینکه چند روز پیش اشکان اومد خونمون و گفت بیا سعی کنیم مشکل PPPOE رو خودمون حل کنیم ، پشتیبان که نتونست کمکی بکنه ،‌ ما هم نشستیم و با تجربه ای که اشکان داشت در طول چند دقیق مشکل حل شد و ما فهمیدیم پشتیبان در راهنمایی ما برای تنظیم کردن اشتباه می کرده.

پس از وصل شدن اینترنت اقدام به راه اندازی سرور کردیم ولی فهمیدیم که کامپیوترها در شبکه آزانت پشت NAT هستش و دسترسی از خارج از شبکه به صورت عادی امکان پذیر نیست و ما باید از Port Forwading استفاده کنیم.

پس از کلی سروکله زدن با gnome-nettool و NetCat برای بررسی شبکه و باز کردن پرت و … فهمیدیم که ما تا یه Valid IP نداشته باشیم از Port Forwarding هم خبری نیست .

زنگ زدیم پشتیبانی آزادنت که آقا یه کمکی به ما بکنید ویه Valip IP به ما بدید و اونها هم بعد از اینکه ۴۰ دقیقه برای ما آهنگ گذاشتن (Call Waiting ) به ما گفتند که ما Valid IP نمیدیم من هم که شاخ در آورده بودم گفتم جزو تعریف ISP اینه که کاربر رو به اینترنت وصل کنه نه اینکه سرویس هایی از اینترنت رو برای کاربرانش فراهم کنه و به ما گفتند که ما تا حالا همچین تعریفی نشنیدیم.برای اینکه روی حرفی که زده بودم مطمءن تر باشم توی ویکیپدیا هم سریع یه سرچ کردم ودر این صفحه به این جمله رسیدم :

Some Internet service providers (ISPs) only provide their customers with “local” IP addresses. Thus, these customers must access services external to the ISP’s network through NAT. As a result, it may be argued that such companies do not properly provide “Internet” service.

مفهومش همون حرف منو اشکان میشه که یعنی ISP هایی که پشت NAT هستند در اصل جزو آمار ISP ها به حساب نمی آیند.

من و اشکان هم وقتی دیدیم کارمونو راه نمی اندازن پاشدیم رفتیم آزادنت درضمن بگم ، لحن صحبت پشتیبان با من اصلا خوب نبود و فکر می کرد من چیزی نمی فهمم و …

رفتیم شرکت آزادنت واونجا هم ما رو فرستادن بخش بازرگانی و اونجا هم به ما گفتن که ما DynamicValid IP نمیدیم و اگه می خواهید باید Static Valid IP بگیرید و هزینش ماهی ۱۰ هزارتومان هستش. بله ۱۰ هزار تومان برای یک IP …نظر شما چیه؟؟؟ به نظر شما هزینه ای که آزانت باید برای راه اندازی شرکت برای هر کاربر باید می پرداخته رو من باید بپردازم ؟

در صورتی که نیاز به Static Ip ندارم و فقط یه Dynamic IP می خواهم؟ بعدشم ماهی ۱۰ هزار تومن رو می رم باهاش یه VPS می گیرم کارامو باهاش می کنم تازه bandwidth اون هم ۱۰ گیگابایت در ماه برای دانلود + آپلود نیست.

بعدشم مارو معرفی کردن به بخش تکنیکیشون که مثلا ما رو قانع کنه و فکر می کردن ما چیزی از شبکه و کامپیوتر سر در نمی یاریم و مارو از این می ترسوندند که برای یک کاربر ما یه سرویس جدید راه نمیندازیم، به قول اشکان باید به تکنسینشون می گفتیم می خواهی ما براتون راه بندازیم اگه سخته…!

خلاصه فعلا بی خیال شدم و تو فکر اینم که با داتک کار کنم آخه داتک IP valid می ده.بعدشم من جزو اولین مشتری های آزادنت توی محل خودمون بودم و کلی تبلیغ برای آزانت کردم ، و کلی از مشترک ها آزادنت دوستان من هستند ….

یادم رفت بگم آزادنت ادعای ICP بودن دارد.

بامداد دشت بان





در ستایش نخستین پست

6 01 2008
این نخستین پست را من میزنم
این زر بی بست را من میزنم
گر بگوید خلق، چیست این پست تو؟
همچو خر من یک دو صد عر میزنم
رباعی از مولاتون عمر خیام نیاورونی