دیگه روم نمیشه تو چشمای داش علی نگاه کنم
درود بسیار بر دوستان. این روزا شدیدا گرفتار بحث آِیاسپی بودم. یک سرویس سخت داشتیم و دارم یک نرمافزار اختصاصی مدیریت اتصالات پیپیپی روی لینوکس مینویسم که پهنای باند و این چیزا رو مدیریت کنه. به جون ماردم بلاگو ول نکردم ها
بیخیال بابا ، داش اشکان خوبه که مشغولی و مثله من الاف یه مشت چرت و پرتای آکادمیک نیستی. بالاخره یه روز بر می گردی مثل همیشه یه چیزایی می نویسی که واسه فهمیدنش باید 600 جور کتاب دیگه هم بخونم دیگه ه ه ه ه
. ولی جون مـــــــــــــــــادرت اشکان بیا تو یه پست راجع به کامپایلر هایه MicroSoft Visual C++ 2008 و طریقه نوشتن به سبک همون قدیمیا (Borland) رو یاد بده . ایشالا دستت برسه به ضریح کربلا . ایشالا بری لاس وگاس . ایشالا از جوونیت خیر ببینی . فقط یه کمک بده به ما . . . خیلی آقایی .